حواشی اختتامیه ی بیست و هشتم
مردم کم کم از 2 ، 3 ساعت قبل از آغاز جشنواره از ساعت 4 ، 30 : 4 به جلوی برج میلاد آمده بودند از خبرنگار و منتقد و بازیگر و عکاسان و مهمان ویژه و مردم عادی که کارت دعوت داشتند و نداشتند .
جلوی برج میلاد تدابیر بالای امنیتی چیده بودند که بسیار خنده آور بود . زیاد منفی بین نیستم ولی آنقدر جالب بود که نمی توان به راحتی از آن گذشت . دو برگ کاغذ دست یکی از مسولین بود . در صورتی که اسم خبرنگار ها و عکاسان و منتقدین و مسولین در آن لیست بود ان ها را راه می داند و در غیر این صورت خداحافظ .
نکته ی دیگری که قبل از ورود در پایین برج به شدت خودنمایی می کرد وجود بازار سیاه کارت های دعوت اختتامیه بود . قیمت های این بلیت ها از پنج هزار تومان شروع می شد و تا پنجاه هزار تومان می رسید . دلیل این اختلاف قیمت ها هم تقلبی بودن بلیت ها ارزان قیمت بود .
پس از گذشتن از اولین غول نوبت به غول دوم می رسد . بعد از اینکه از ورودی اول گذر کردیم به جلوی سالن همایش ها رسیدیم . در آن جا هم بلیت ها را بررسی می کردند که با هجوم مردم این کار منحل شد .
بعد از برخود نا شایست جلوی درب ورودی با خبرنگار ها در جلوی سالن همایش ها نیز باز با خبرنگار ها برای ورود به خوبی برخورد نشد تا جایی که درگیری هایی هم شکل گرفت . 
نوبت غول سوم رسید . بعد از 20 تا 30 دقیقه ماندن در سالن انتظار حالا باید وارد سالن اصلی شویم باز هم با هجوم مردم چک کردن بلیت ها منحل می شود . خبرنگار و عکاس و زن و مرد و بچه و ... همه با هم وارد سالن می شوند . هر کس زودتر وارد شد جا خوبه رو گرفت از جایگاه ها گرفته تا آخرین صندلی آخرین ردیف سالن .
بعد از پیدا کردن جا و نشستن در جای نسبتا خوب متوجه شدم که برخی از خبرنگار ها در سالن از همکارانشان می خواهند در بیرون سالن تحسن کنند . از شانس من یکی از خبرنگار ها در کنارم نشسته بود . وقتی علت را جویا شدم به صندلی های ردیف های جلو اشاره کرد که توسط افرادی که معلوم نبود چه کسانی هستند اشغال شده بود . و از در نظر نگرفتن جای مخصوص برای خبرنگار ها گله کرد.
سالن برج میلاد 1400 صندلی دارد در حالی که حداقل 2000 نفر در سالن بودند و این باعث شد که خیلی ها از جمله بازیگران و مهمان ویژه سالن را ترک کنند . علیرضا امینی یکی از این افراد بود که با فراهم کردن یک صندلی نامناسب او را در جلوی درب ورودی نشاندند .
در زمان اهدای جوایز در بخش اول که متعلق به مستند سازان و انیمیشنی ها بود نیز شاهد آن بودیم که برندگان از ته سالن و از میان خیل عظیم جمعیت که بر روی زمین نشسته بودند باید عبور میکردند تا بتوانند جایزه ی خود را بگیرند .
جلسه با حداقل تاخیر نسبت به سال های قبل یعنی 30 دقیقه آغاز شد .
علی معلم در هنگام ورود با گیر کردن پایش به گوشه ی دکور در حال زمین خوردن بود که با واکنش مردم رو به رو شد .
گروه داوران بخش آثار ویدیویی در هنگام معرفی بهترین های این قسمت گم شده بودند و با 7 ، 8 دقیقه تاخیر بالاخره پیدا شدند و به دادن جایزه ها مشغول شدند به استثنا یکی از آنها .
وزیر فرهنگ و ارشاد ، معاونت سینمایی و دبیر جشنواره روی هم بالای 10 دقیقه سخنرانی نکردند . اما وقتی حسین علیمردانی برای دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه اول و دوم به روی سن آمد بالای 10 دقیقه صحبت کرد و این امر با واکنش های متعدد و منفی حضار مواجه شد تا جایی که علی معلم مستقیما دخالت کرد و غائله ختم به خیر شد .
علی معلم تهیه کننده ی فیلم آل وقتی که جایزه را به حسین
ابوالصدق می داد علام کرد خوب است داوران اگر فیلم را ندیدند صدایش را لااقل شنیده اند .
سالن با نشان دادن نادره به حالت انفجار رسید و از این طریق از این بازیگر تقدیر شد . همچنین هر زمانی که دوربین ها ابراهیم حاتمی کیا و حمید فرخ نژاد را نشان می داد سالن باز هم به حالت انفجار می رسید .
از میان شش داور جشنواره دو نفر غایب بوند . مسعود جعفریجوزانی و اسفندیار شهیدی داورانی بودند که در این مراسم حضور نیافتند .
در چندین و چند مورد نا هماهنگی به شدت به چشم می خورد . در طول مراسم بارها علی معلم جلو تر از برنامه بود . همچنین بارها جوایز خیلی دیرتر از موعد مقرر به دست جایزه دهنده ها می رسید و برندگان مجبور می شدند که بر روی سن منتظر بمانند .
مراسسم حول و حوش ساعت 10 ، 30 : 10 به پایان رسید .