سینمای ایران پس از انقلاب


حضرت آیت الله خامنه ای:
"هنر در نظام قدیم مظلوم بود، چون از ارزش ها و آرمان های انسانی جدایش کرده بودند. آن ها به زور و زر تکیه داشتند. ابزاری برای استوار ماند تخت و قدرت خود می خواستند. هنر محکوم بود که در خدمت هدف های زورگویان و زر اندوزان در آید. هر جا لازم شد توجیه گر و راه و کار آن ها و هرگاه نیاز افتاد، حربه ای بر ضد ارزش های اصیل و در همه حال مخدر و گم راه کنند."
سینمای پیش از انقلاب دو صورت داشت. سینمایی که مشخصا معروف به فیلمفارسی یا سینمای آبگوشتی بوده  و سینمای روشنفکری.
سینمای فیلمفارسی شامل فیلم هایی می شد که به صرف سرگرمی برای مخاطب تولید شد و با استفاده از رویکرد هایی عوام پسند ( عوام پسند به این معنی که ، عام مردم آن ها را می پسندیدند نه اینکه افرادی که به لحاظ فرهنگی سطح پایینی دارند) می توانست به خوبی مخاطب جذب کند. مخاطبی که قطعا برای آن برنامه ریزی شده بود تا با دیدن گونه ای از فیلم ها سطح عام بودنش پایین آید.
دسته دوم سینمای روشنفکری بود که در جایی از سید مرتضی آوینی آن را با نام شاه بانویی خواندم. سینمایی که باز هم دولتی بود اما ، از نوع جشنواره ای. سینمای جشنواره ای قبل از انقلاب شامل فیلم هایی می شدند که با دیدی جشنواره ای با تکیه بر قواعد و ساختار می توانستند جایگاه مناسبی را از سینمای هنری ایران در بیرن از کشور ارائه دهد.
سینمای شاه بانویی و همین سینمای معروف به فیلمفارسی به مراتب در پاره ای از مقاطع از سینمای انقلاب اسلامی که اکنون داریم جلوتر بوده است. سینمای بعد از انقلاب در حالی شکل گرفت، که افرادی انقلابی آن را مغایر با اسلام و جمهوری اسلامی ایران می داستند. این اتفاق هم دلایل خودش را داشت. هر چند که امام راحل در سخنانی که پیرامون هنر و خصوصا سینما داشته اند عنوان کرده بودند:"ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم ما با آنچه که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ماست، با آن مخالف هستیم."
سینما اساسا وارداتی است و از غرب می آید. در نتیجه ذات آن با دین و سینمایی که به صورت علنی از دین دفاع می کند مغایر است. تاکید می کنم که اگر بخواهد به صورت علنی از دین دفاع کند شاید تاثیر بر عکسی هم داشته باشد، چرا که آنجاست که هر آنچه در سینما وجود دارد در پس دین می ماند. این یعنی دین الویت پیدا می کند بر فرم. یعنی مضمون جلوتر از فرم قرار می گیرد. اینجاست که غرب با استفاده از تکنیک و قصه پردازی حرف دینی یا ضد دینی – ارزشی یا غیر ارزشی خود را می زند. استفاده از فرم برای رسیدن به مضمون، که شیوه درست بیان سینمایی آن است.
اما سینمای ما به خاطر نداشتن این تفکر در ابتدای شکل گیری، نبود نیروی متخصص متعهد به آرمان های انقلاب و نداشتن اعتماد به نیروی متخصص موجود، تا مرز نابودی رفت. هر چند که شاه و نظام قبلی هم سعی بر نشان دادن و مغایر دانستن سینما با اسلام داشته است و برای آن برنامه ریزی کرده و دست به اقداماتی از قبیل به آتش کشیدن سینما رکس آبادان زد(در این فاجعه مرگ بار 377 نفر به طرز فجیهی کشته شدند).
سینمای ایران پس از انقلاب به سر و سامان نرسیده بود که جنگ تحمیلی به وقوع پیوست. نزدیکی زمان انقلاب با وقوع جنگ همچنین نبود ساز و کار تدوین شده بر چگونگی ساخته شدن فیلم ها، خط قرمزها، اهداف و در کل هر آنچه از هنری جهانی به نام سینما که می توانست نشان دهنده فضای حاکم بر کشور باشد، بهانه ای شد که ایران مانند اغلب کشورهایی که در آن ها انقلاب شکل می گیرد، سینمای انقلاب نداشته باشد. سینمای انقلاب یه این معنی که سینمایی داشته باشد که از جنبه های مختلف چه به لحاظ فرهنگی – اجتماعی، چه به لحاظ سیاسی، اقتصادی و ... وقوع انقلاب را با قصه ای سینمایی تحلیل کند( شخصیت انقلاب را به عنوان کارکتر تعریف کند).
مثلا در مورد کشوری مثل آمریکا درباره ی هر اتفاق کوچک و بزرگی که در کشورشان رخ می دهد سینما با رویکردهای متفاوت وارد می شود و جریان می سازد. حالا این می خواهد جنگی مثل ویتنام و عراق باشد یا اتفاقی مثل 11 سپتامبر یا ... .
در این بین همان طور که گفته شد وقوع جنگ تحمیلی در سال 59 باعث شد نیروهایی که تازه به اهمیت سینما و تاثیر گذاری آن در جامعه پی برده بودند وارد فضایی شوند به نام سینمای جنگ. به جرات می توان گفت سینمای جنگ ایران سینمایی است منحصر به فرد که مختص جمهوری اسلامی ایران است و فرزند انقلاب اسلامی. آنچه باید اتفاق بیفتد در این فیلم ها نشان دادن جنگ و قصه جنگ است با مضمون دین و اسلام، که هر وقت در فیلمی به اصطلاح جنگی اتفاق می افتاد ثمره ی خوبی داشت که مخاطب نیز از آن راضی بود. اما با این وجود، سینمای جنگ، جای خالی سینمای انقلاب را پر نمی کند.سینمایی که متولد انقلاب است نمی تواند به تنهایی راوی آن باشد. به آماری که چندی پیش از سوی رئیس رسانه ملی که به مراتب باید آمار تولیداتش بیشتر باشد ارجایتان می دهد. تولید 27 فیلم در طول 32 سال.
یکی دیگر از ضربه هایی که باعث شد سینما به آنچه از آن می خواستیم نرسد سیاست دولت اصلاحات در کلیت آن بود، سیاستی که سینما هم ضرر دیده آن شد و نتوانست به سمتی حرکت کند که در ابتدا از آن می خواستیم. سینمایی مختصص ایران که بتواند ابتدا در بین کشورهای مسلمان و بعد در جهان جایگاهی بالا را داشته باشد.
دولت اصلاحات که با اهداف اقتصادی کار خود را شروع کرد این روند را در مدیریت سینما هم تسری داد و باعث شد سینما به سمتی حرکت کند که صنعت نامیده شود!! اساسا سینمای انقلاب با آرمان هایش گزینه ای مناسب برای صنعتی شدن در جامعه ای که به سوی مدرن شدن پیش می رود نبود. جامعه ی در حال اصلاح شدن دیدگاه و فرهنگ اش هم اصلاح و به سمت آینده سوق داده می شود تا به گذشته . و این یعنی فاصله گرفتن از آنچه دنبال آن بوده ایم. سینمایی ایرانی اسلامی.
این به یک باره سوق داده شدن سینما به سمت صنعت شدن با باز شدن محیط بدون اینکه برای آن برنامه ریزی خاصی در جهت درست آن شده باشد(نمی شود گفت آنچه که در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد رخ داد در جهت نادرست آن برنامه ریزی نشده باشد، چرا که با اتفاقاتی که پس از پایان دوران اصلاحات و سیاسی شدن راس فرهنگی اتفاق افتاد، همه چیز رنگ و بو پیدا می کند. در کنار این سینمایی هم که با برنامه ریزای نادرست رشد می کند به شدت نزدیک به شعار های راس مدیرت کشور است.)باعث به وجود آمدن حجمه ای از فیلم ها شد که بدون شناخت و هدف گذاری مخاطب فقط به سمت جذابیت رفت.
بعد از دولت اصلاحات باز هم چیزی حدالقل در سیاست به نفع سینما تغییر نکرد. رویکرد سیاسی دولت جدید به تمامی مسائل این بار هم به سینما جهت داد. سیاسی شدن سینما و سینماگر و تقسیم بندی آن ها به خوی و غیر خودی -  مذهبی و غیر مذهبی باعث شد سینما بیش از آنکه به دادن جهت دهی و جریان سازی فکر کند به آن برسد که چه چیزی ساخته شود که مشکل ساز نباشد. قطعا در این بین صحبت از آرمان نشان دهنده جهت سینماگر به خودی بودن یا غیر مذهبی بودن( با تعریفی خاص) می شود. این یعنی خریدن محدودیت برای خود. در نتیجه با این رویکرد سینما به سمت خنثی شدن رفت و آن معدود فیلم هایی که دارای آرمان بودند چه خودی و چه غیر خودی در تعاریفی که نا مشخص و نامتعارف بود حدالقل تا برطرف شدن سوء تفاهم ها در توقیف ماندند.
به این نتیجه می رسیم که هر وقت سینما به دست دولتمردان افتاده است افول کرده است. به شدت اعتقاد دارم به جمله "هنر برای هنر" و این یعنی سینما برای سینما البته با توجه به این نکته که سینما باید در این سی سال برای خودش تعریف و روندی برای رسیدن به اوج پیدا می کرد. با سیاستی که سیاست مدار کاردان برای آن در ابتدا تعریف می کرد( که نکرده است).
با یک جمله دیگر از رهبر انقلاب تمام می کنم.
"دست اندر کاران هنر فاخر سینما با توجه به تاثیر گذاری و جهت دهی این هنر می توانند با تولیدات خود روح امید، شوق پیشرفت، انگیزه و کار و تلاش – اعتماد به نفس و اعتقاد به ارزش های اسلامی را در جامعه ترویج کنند و سهم بزرگ خود را در پیشرفت و تعالی کشور ایفا نمایند و یا اینکه با فیلم های خود نسلی ناامید، پشیمان، متکی به بیگانه و تحقیر شده را پرورش دهند."
آنچه امروز در سینما می بینیم قسمت آخر حرف های مقام معظم رهبری است.

نگاهی به نگاه جشنواره 1389

پیش بینی این که امسال سال پر حاشیه ای برای جشنواره فیلم فجر باشد کار سختی نبود . از قبل هم پیش بینی می شد ، با توجه به اسامی ای که در حال ساخت فیلم بوده اند امسال شاهد جشنواره ای خواهیم بود که در مقایسه با جشنواره های گذشته حداقل در چند سال اخیر اسم دار تر بوده و این اسامی هستند که در آن حرف اول را می زنند .
به نظر نمی رسید انتخاب اثر در این بین کار دشواری باشد ، حداقل اینکه برای کسی حدس زدن 15 یا حتی 20 فیلم از فیلم های حاضر در بخش مسابقه جشنواره سخت نبود . با توجه به این نکته که اسامی و کسانی که کار می کردند و خواستار حضور در جشنواره بودند رزومه ای مشخص و از سابقه ای معلوم برخوردار بودند .
جشنواره فیلم فجر از ابتدای فعالیت خود تا کنون تغییرات فراوانی در راس مدیریت خود داشته که این تغییرات با توجه به ثابت بودن معاونت سینمایی در هر چهار سال باز هم اتفاق می افتاده . این تغییرات پیاپی سبب شده بود که ما شاهد روند و سیاست ثابتی در انتخاب آثار و جوایزی که در آن به آثار داده می شود نباشیم .

ادامه مطلب

جهانگیر خان می خوارند

نگاهی به مشکلات خانه ی سینما و معاونت سینمایی


نمی دانم مشکلات بنیادی جواد شمقدری و محمد مهدی عسگر پور از کجا آغاز شده است و تا کجا پیش خواهد رفت . آیا به این می رسد که سینمای ایران تماما دولتی شود و زیر نظر سجادپورها و وزیر سینما اداره شود ، آیا سینمای ایران به وضعیت سال های 57 تا 62 دچار می شود و سینماگران این بار به بهانه اعتصاب از وضع موجود سینما ها را به تعطیلی می کشانند ؟ آیا شورای عالی تازه تاسیس سینما تشکیل شده است تا در این اوضاع به وجود آمده وسط بیاید و سینما را زیر نظر خود که همان دولت باشد اداره کند و آیا ... .

هر چه است ، آنچه در حال رخ دادن است موجب پیشرفت سینمای کشور نمی شود و آن را روز به روز به انزوا می کشاند . سینما را به دو دسته ی چپ و راست تقسیم می کند ، عده ای با ما و آن هایی که با ما نیستند علیه ما . کسانی که با ما هستند فیلم می سازند و کسانی که با ما نیستند لغو پروانه ی ساخت در انتظارشان است .

مدت هاست طرفین دعوا منتظر بودند تا کسی گافی ، چیزی بدهد که به جان هم بیفتند تا اینکه مسئله ی اصغر فرهادی پیش آمد و آن گاف اساسی مورد نظر در جشن خانه ی سینما ، چه توسط گردانندگان صحنه ( به نقل از آقای حسینی ) چه توسط اصغر خان فرهادی برنده خرس نقره ای برلین داده شد .

کسی که به راحتی می توانست در اوضاع نامناسب کشور در جشنواره های متعددی که شرکت می کرد با بیان همین جملات و خیلی کمتر از آن ارج و قربی نزد همان هایی که جنابان شمقدری و حسینی به آنها اشاره کردند ( رادیو ها و تلویزیون ها بیگانه ) پیدا کند تا هم جوایز نفیس تری هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی نسیبش شود و هم اینکه الان با لغو پروانه ی ساختش ترس و اضطراب تمام وجودش را نگیرد و بداند آن طرف آب ها و ورز ها ایران جایگاهی دارد .

در اینجا لازم می دانم نکته ای را جهت اطلاع همان طور که قبلا گفتم یادآوری کنم .

داستان هایی را که سر انتخاب و خارج شدن فیلم ها برای جشنواره ی کن و جشنواره های برون مرزی پیش آمد را به یاد دارید .( جلوگیری از خارج شدن فیلم هیچ و حضورش در بازار کن و شایعه هایی که برای کاهانی پیش آمد و مجوز ساخت فیلمش و ... ) بحث سر فیلم هیچ یا شخص کاهانی نیست بلکه مسئله اتفاقات بعد از آن است . برای و مثال حضور فیلم تسویه حساب در جشنواره های خارجی و حضور شخص تهمینه میلانی با حجاب کامل ! در آمریکا و شرکتش در جشن یکی از بازیگران طاغوتی قبل از انقلاب ( ب . و ) و تغییر نام فیلمش به اصولگرا و ... .

چرا باید بین فیلم ها و فیلمسازان فرق گذاشت ؟ آیا نیت خارج کردن فیلمسازان مطرح از جریان تولید است ؟ آیا هدف باج دادن به برخی فیلمسازان است ؟ آیا می خواهند سینما را انحصار افرادی خاص که با اهداف خاص فیلم می سازند بماند و فیلمسازانی که به صورت مستقل و بدون هیچ وابستگی ای فیلم می سازند از دور خارج شوند ؟

تا دلتان بخواهد در ارتباط با سینما و اتفاقات اخیر رخ داده در آن می توان سوال پرسید که یک سوال اساسی در همه آن ها مشترک است .

آیا سینما در حال دولتی شدن است ؟

آنچه از سخنان آقای شمقدری و رئیس شورای نظارت و ارزشیابی دریافت می شود سعی و تلاش و برنامه ریزی این افراد برای آنکه سینما گران زیر نظر آنها فیلمسازی کنند تا اینکه بخواهند زیر نظر جایگاهی صنفی که اعضای آن را خودشان ( هنرمندان ) تعیین می کنند باشند و در آن جایگاه فعالین سینمایی خود را ادامه دهند .

چند توصیه برای رئیس خانه ی سینما برای جلوگیری از نابودی خانه ی سینما و صنف های زیر نظرش .

اول : سعی کنند با زیر مجموعه ی خود به تعامل برسند که تا مدتی ، حداقل تا پایان جشنواره فیلم فجر از ایجاد هرگونه تشنج بکاهند . می دانم در حالی که از جاهای دیگر به گفته ی خود آقایان در حال ایجاد تفرقه هستند ایجاد هماهنگی کار سختی است تا کودتایی رخ ندهد ، اما جامعه ی سینمای ایران آنقدر بزرگ و فهیم است که بتواند از این اتفاقات جلوگیری کند .

دوم : خانه ی سینما سعی نکند سوابق خود را با سوابق مسولین دولتی مقایسه کند که این کار نافرجام می ماند چرا که چیزی که زیاد یافت می شود مدرک های سوری و قلابی است . سوابق دینی نیز که شما نبودید ببینید . بودید ؟

سوم : خانه ی سینما سعی نکند که شورای حقیقت یاب تشکیل دهد که در آن صورت حقیقت خانه ی سینما نیز نابود می شود . حقیقت آن است که امثال فرهادی ها حرف هایی را زده اند و امثال کوثری ها نیز وجود دارند و ... حال چه اهمیتی دارد که تعداد اعضای خانه ی سینما 100 یا 200 نفر بیشتر نیستند ! چه اهمیتی دارد که خانه ی سینما دو صنف بازیگران و تهیه کنندگان را بیشتر ندارد !

چهارم : به خانه ی سینما چه ربطی دارد که چه کسی باید از چه کسی حلالیت بخواهد . مگر نمی دانند که تمام مسائل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی به سینما و سینما گران بر می گردد و باید به خاطر مشکلات جامعه از روی تمام مردم شرمند باشند . مگر خبر ندارند که کروبی و موسوی و خاتمی و ..... قبلا سینما گر بوده اند و امروز سرانه فته شده اند . مگر نمی دانند که جنگ ایران و عراق را سینما گران آغاز کردند و آنها باعث شروع جنگ بوده اند . سینما گران باید از روی شهداو روح بلند مرتبه ی امام شرمنده باشند که مسبب تمام مشکلات جامعه ی ایرانی و اصلا چه می دانی ، شاید جهان بوده اند .

یک کلاغ چهل کلاغ

ابتدا جشن خانه ی سینما و سخنان فرهادی در آن جشن

فرهادي: اميدوارم به زودي وضع،وضع بهتري باشد

اصغر فرهادي هم كه براي تنديس بهترين كارگرداني به روي صحنه آمده بود از گروه همكارانش در فيلم «درباره‌ي الي» تشكر كرد و افزود: اميدوارم وضع مملكت طوري شود كه گلشيفته بتواند برگردد، اميدوارم بهرام بيضايي برگردد. امير نادري بتواند در ايران فيلم بسازد و اميدوارم جعفر پناهي هم بتوان در ايران فيلم بسازد و اميدوارم سال‌هاي آينده مجبور نباشيم اعلام كنيم كه ما عضوي از خانه سينما هستيم و به زودي وضع، وضع بهتري باشد.

سینمای ما

شمقدری در نیویورک

معاون هنری وزیر ارشاد در سفر نیویورک بود که فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» توسط مدیرکل نظارت و ارزشیابی لغو مجوز شد.

شمقدری از نیویورک علت این لغو مجوز را سخنان فرهادی در جشن اخیر خانه سینما اعلام کرد. وی پس از بازگشت از نیویورک درباره سرنوشت فیلم «جدایی نادر از سیمین» گفت:«تا این لحظه تصمیم همان هست که بوده و همچنان این فیلم لغو مجوز است.»

وی درباره سخنان روز گذشته ‌(5 مهر) علیرضا سجادپور، مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی که ادامه ساخت این فیلم را بسته به نظر جواد شمقدری عنوان کرد گفت:«سجادپور همچنان درحال بررسی شرایط و جمع‌بندی آنهاست و اگر او پیشنهادی بدهد حتما آن را بررسی می‌کنیم.»

ایلنا

اولین واکنش خانه ی سینما و سجادپور پس لغو پروانه ی ساخت

فرهاد توحیدی روز دوشنبه اعلام کرد بر اساس توافق‌های انجام شده مشکل فیلم «جدایی نادر از سیمین» با انصراف فرهادی از تهیه‌کنندگی حل می‌شود، اما علیرضا سجادپور از اعلام هرگونه توافقی امتنا می‌کند.

فرهاد توحیدی گفت: «براساس صحبت‌های مطرح شده در جلسه چهارم مهرماه در ارتباط با رفع لغو پروانه ساخت فیلم «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی با حضور غلامرضا موسوی، سیروس الوند، جابر قاسمعلی، سیدعلیرضا سجادپور و داوود رسولیان قرار بود روز گذشته فرهادی به ارشاد مراجعه کند و نامه انصراف خود را از تهیه‌کنندگی ارائه و تهیه‌کننده جدید را معرفی کند.»

وی افزود: «گویا فرهادی با مراجعه به ارشاد متوجه می‌شود صحبت‌های مطرح شده در آن جلسه نقض شده و وی باید منتظر اعلام نظر نهایی آقای شمقدری معاونت سینمایی در این ارتباط باشد. ما نیز در حال حاضر اقدام دیگری در این ارتباط نداریم و منتظر نتیجه هستیم.»

نایب رئیس هیئت مدیره خانه سینما ادامه داد: «براساس مصوبات آن جلسه، حتی قرار بود موضوع مطرح شده توسط دوستان معاونت سینمایی مطبوعاتی شود و مطالب را بر روی سایت بگذارند اما در این ارتباط حتی مصاحبه مطبوعاتی نیز نکردند.»

امروز سجادپور مدیر اداره کل نظارت و ارزشیابی ارشاد در گفت‌وگویی اعلام کرده، فقط برگزاری جلسه با برخی از اعضای خانه سینما را تأیید می‌کند. او گفته است: «در خدمت بزرگان اهل صنف بودیم و جلسه خوبی هم بود اما بیشتر از این نمی‌توانم موضوع را رسانه‌ای کنم.»

وی همچنین درباره رفع مشکل لغو پروانه فیلم «جدایی نادر از سیمین» نیزعنوان کرده خبر تازه‌ای در این زمینه ندارم و هنوز همان خبر قبلی معتبر است.

مهر

و اما پس از انتظاری طولانی اصغر فرهادی واکنش نشان داد

اصغر فرهادي: صحبت هاي من بد تعبير شد!

اصغر فرهادی چند روز پس از سکوتش پیرامون لغو مجوز ساخت فیلم جدیدش «جدایی نادر از سیمین» پیرامون این اتفاق و داستان فیلم جدیدش به اظهار نظر پرداخت.

فرهادی در پاسخ به اینکه پیش بینی می کردید، بازتاب صحبت های شما در جشن خانه سینما اینگونه باشد، گفت:«به هیچ عنوان. چون هیچ قراری با خودم نداشتم که صحبت خاصی بکنم، چیزی هم برای گفتن آماده نکرده بودم، مثل همیشه تشکری از گروه و تمام. تا اینکه نوبت به جایزه کارگردانی رسید، دوست عزیزم آقای سیروس الوند که می خواستند جایزه را بدهند نقل قولی از مرحوم حاتمی کردند و گفتند اگر روزی فیلمی را دیدید که آن فیلم در تو شوق فیلم ساختن ایجاد کرد آن فیلم ،فیلم خوبی است و گفت این جایزه را به فیلمی می دهم که وقتی آن را دیدم احساس کردم که دلم می خواهد فیلم بسازم.»

فرهادی یادآور شد:«در حین حرف های آقای الوند با خودم این گفته مرحوم حاتمی را مرور می کردم و اینکه در طول زندگی ام کدام فیلم ها در من این احساس را ایجاد کرده اند. یاد فیلم «دونده» امیر نادری افتادم، یاد «مسافران» و «باشو غریبه کوچک» و همینطور «نون و گلدون» و فیلم هایی دیگر. بعد فکر کردم که چه عجیب سه نفر از سازندگان این فیلم ها در این لحظه بیرون از مملکت هستند، با اسامی این فیلم ها در ذهنم رفتم که جایزه را بگیرم در حین رفتن به روی صحنه صحبت از خانم فراهانی شد با آنکه تصمیمم همان تشکر از گروهم بود، فکر کردم به عنوان کارگردان فیلم حالا که از بازیگر این فیلم صحبتی شده به لحاظ حرفه ای و اخلاقی درست نیست از او که معتقدم بازیگر توانایی است یاد نکنم. گرچه لااقل اهالی سینما از مشکلاتی که دو سال گذشته به خاطر حضور او در فیلمم با آن مواجه شدم باخبرند.»

این کارگردان در عین حال گفت: «اما خود را موظف دیدم که از او یاد کنم، صحبتم را با آرزوی بازگشت خانم فراهانی شروع کردم و خواستم شرایط به گونه ای شود که ایشان بتواند بازگردد. اسامی فیلم های کارگردان هایی که روزگاری آثارشان در من شوق فیلم ساختن ایجاد کرده بود دوباره به ذهنم آمد و با یاد بهرام بیضایی شروع کردم که همان روز شنیده بودم از ایران رفته است.»

فرهادی همچنان با اشاره به شب جشن خانه سینما ادامه داد:«آرزو کردم امیرنادری برگردد، کسی که وقتی در سفری او را ملاقات کردم هنوز شوق ساختن بهترین فیلم های تاریخ سینما را در لحن و حرکت دست هایش موقع گپ زدن با او می دیدم. آرزو کردم جعفرپناهی هم فیلم بسازد به خاطر فیلم شریف «طلای سرخ»ش، آرزو کردم شرایطی بشود که کارگردانی که روزگاری در این مملکت، آثار قابل اعتنایی همچون «گبه» و «نون و گلدون» و «بای سیکل ران» را ساخته همچنان می توانست فیلم های اینچنینی بسازد، همین. یعنی سر تا ته قضیه از نظر من کاملا سینما بود و بحث فیلم.»

فرهادی در پاسخ به اینکه منظورتان ازفراهم شدن شرایط کار این افراد در کشور چیست؟ اذعان داشت:«طبیعی است منظور من از اینکه شرایطی بشود که این سینماگران برگردند تغییر شرایط مطابق با نگرش سیاسی فلان فرد خاص نبود، من آرزو کردم آنهایی که روزگاری نشان داده اند اهل ذوق و فرهنگ هستند، بازگردند و همانگونه فیلمها را بسازند.»

وی درباره اینکه اما با این وجود از صحبت هایتان بد تعبیر شده، هم پاسخ داد:«هم بد نقل قول شده، هم بد تعبیر شده. از صحبت ها متوجه شدم تصمیم اتخاذ شده ناشی از یک سوتعبیر است. تمام تلاشم هم از همان روز این بود که به این ماجرا دامن زده نشود و فیلم قربانی حاشیه ها نشود، فکر می کنم در این چند سال با کارهایی که ساخته ام خودم را از حاشیه سازی بی نیاز کرده ام.»

فرهادی در پاسخ به اینکه از بازتاب آوردن اسامی این سینماگران نگران نبوده است گفت:«معلوم است که نبودم، احساس می کردم در یک محیط صنفی، درباره وجه کاری و سینمایی، این سینماگران صحبت می کنم احساسم این نبود که نام بردن ازیک فیلمسازخارج از ایران معنی اش تایید دیدگاه سیاسی و اعتقادی اوست. جنس فیلم هایی که تاکنون ساخته ام نشانگر روحیه ام است و همیشه تلاش کرده ام قضاوتم را حتی در مورد مسایل اجتماعی به فیلمم و در نتیجه به تماشاگرم تحمیل نکنم.»

وی ادامه داد:«اگر قصدم این بود چرا در جشن خانه سینما این را بیان کنم. آن همه فستیوال خارجی آنهمه مصاحبه مطبوعاتی در کشورهای مختلف، وقتی آنجا که اینگونه ابراز نظرهای سیاسی خریدار بیشتری دارد چنین نمی کنم چرا باید در اینجا در جشن خانه سینما بیایم و تبلیغ نظرات کسی را بکنم که شناختم از او به واسطه آثارش در ایران است و نه کنش سیاسی اش.»

فرهادی گفت:«بی انصافی است واقعا. چرا این حرف ها اینگونه تعبیر شده است. من برای بعضی آثار این فیلم ساز به لحاظ تکنیک سینما احترام قائل هستم، اما هیچگاه به دیدگاه سیاسی اش چه در گذشته و سالهای ابتدای انقلاب و چه در حال حاضر نزدیک نبوده ام.»

این کارگردان در پاسخ به اینکه در مرحله پروانه ساخت «جدایی نادر از سیمین» با مشکلی مواجه نبوده است،پاسخ داد:«نه مثل همه فیلم ها، فیلم نامه داده شده و خیلی سریع هم پروانه ساخت دریافت کردیم.»

فرهادی همچنین درباره خلاصه داستان «جدایی نادر از سیمین» و حال و هوای آن گفت:«فضا و داستان «جدایی نادر از سیمین» را خود اسم فیلم به اندازه کافی می دهد، فیلم درباره جدایی نادر از سیمین است که خود این اطلاعات کمی نیست.»

این کارگردان سینما همچنین درباره ی اینکه تا پیش از توقف فیلمبرداری چند درصد از کار فیلمبرداری شده هم پاسخ داد:«حدودا 35 درصد.»

فرهادی در بخش دیگری از این مصاحبه درباره اینکه رسما درباره ی لغو مجوز «جدایی نادر از سیمین» خبری داده شده است، گفت:«نه معمولا در این جور موارد به تهیه کننده اعلام می شود که وضعیت چگونه است.»

این کارگردان همچنین درباره اینکه چرا با وجود رسمی نبودن لغو پروانه ساخت، فیلمبرداری را ادامه نداده است، مطرح کرد:«به نظرم این کار باعث می شد که گره ای که بازشدنی به نظر می آمد، کور شود. من این روزها فقط به نجات فیلم فکر می کنم، نمی خواستم این تعبیر پیش بیاید که در حال پررنگ کردن حاشیه ها هستم.»

فرهادی گفت در چند روز گذشته با مسئولان صحبت کرده و نتیجه مثبت بوده است.

اصغر فرهادی در بخش پایانی مصاحبه درباره اینکه راه حلش به عنوان فیلمساز برای برطرف شدن کامل این مشکل چیست؟ هم مطرح کرد:«فقط یک چیز. تعبیرهایی که من بدان معتقد نیستم از صحبت هایم استخراج نشود.من آرزو کردم شرایطی شود که سینماگر در کشور خودش فیلم بسازد چون شاهدیم وقتی از مملکت می روند، مسیر حرفه ایشان چقدر تغییر می کند.»

این کارگردان در پایان گفت: «در حال حاضر برای من فیلم مهم تر از هر چیزی است، این فیلم من تنها نیست، فیلم همه کسانی است که این مدت با عشق در ساخته شدن آن شریک بودند.»

به گزارش خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سینمای ایران در تیر ماه امسال با خبرهای متعددی همراه شد كه از میان آنها می توان به نمایش رقابت های جام جهانی در سینماها، تقدیر جشنواره ی «مونیخ» از عباس كیارستمی، قانونی شدن تشكیل شورای عالی سینما و....

خبرآنلاین

و سپس واکنش شمقدری و بیانیه ی او

انا لله و انا اليه راجعون
من از خانواده شهدا عذر مي‌خواهم، من از شهداي عزيز كه خون مقدسشان براي رويش نهال انقلاب اسلامي ريخته شد تا به درخت تناور و پر بركتي تبديل شود عذر مي خواهم من از ايثارگران و جانبازان كه سالهاست درد و رنج ناشي از زخم هاي جراحت را به عشق رشد و شكوفائي نظام جمهوري اسلامي صبورانه تحمل مي كنند عذر مي خواهم، من از ملت بزرگ و قهرمان ايران كه با بزرگواري زخم زبان جاهلان را كه به اسلام و انقلاب طعنه مي‌زنند و آن را نشنيده مي‌گيرند، عذر مي‌خواهم من از محضر رهبر بزرگ انقلاب اسلامي عذر مي‌خواهم. من در درگاه الهي و در پيشگاه امام حاضر مهدي موعود طلب عفو و بخشش مي‌نمايم.
اين كه در مراسمي به‌نام جشن خانه سينما با هلهله و شادي، بي‌خبران و غافلان پايان نظام جمهوري اسلامي ايران را آرزو مي‌كنند چه بايد كرد!؟
كسي كه از روي غرور جاهلانه و شايد هم غفلت چنين سخناني بر زبان مي‌راند، چه پاسخي دارد؟!
كساني كه شنيدند و سكوت كردند، كساني كه تشويق كردند و هلهله سر دادند، به‌راستي مي‌دانند كجا ايستاده‌اند؟ مي‌دانند پاگذاشتن برروي ميراث بزرگ امام و رهبر كبير انقلاب اسلامي و پايمال كردن خون ده‌ها هزار شهيد چه جفاي بزرگي است؟
حتماً نمي‌دانند. و الاّ فرزندان اين آب و خاك مثل همه آحاد ملت بزرگ و قهرمان ايران در هر شرايطي حاضر نيستند از انقلاب و نظام خود فاصله بگيرند.
اين آفت شاه نشينان در سينماست كه گاهي گرفتار هيجان و گاهي لجبازي و گاهي غفلت و سرخوشي مي‌شوند. اميدوارم خداوند از اين لغزش‌ها بگذرد.
و بر بيچارگي ما اين خطاها را ببخشايد و رحم نمايد. مباد كه در روز جزا در پيشگاه صالحان و اولياء و شهدا سرافكنده باشيم.
جواد شمقدري
7/7/89
فارس

واکنش خانه ی سینما

خانه سینما در واکنش به بیانیه روز گذشته معاونت سینمایی در ارتباط با چهاردهمین جشن سینمای ایران این بیانیه را مایه شگفتی دانست. در این بیانیه آمده است:"با تاسف و تلخی باید گفت شرایط جاری جامعه به گونه ای است که غلبه رفتارها و گفتارهای هیجانی، فارغ از اغراض و نیات نهفته در پس پشت آن تبدیل به سکه رایج شده است. گذشته از آن که رفتار و گفتار هیجانی و احساساتی از جانب فیلمساز یا مدیر فرهنگی باشد باید گفت که نیاز کشور، جامعه و فرهنگ به تدبیر و عقل و انصاف ضرورتی انکارناپذیر است."
خانه سینما یادآور شده است:"آنچه در جشن سینمای ایران گذشت به استناد وقایع ثبت شده در حافظه دوربینها و حضور دهها خبرنگار و صدها تن از اهالی فرهیخته سینمای ایران به هیچوجه با اتهاماتی که در بیانیه معاونت سینمایی آمده همخوانی و مطابقت نداشته و ندارد. قطعا اگر بپذیریم فصل الخطاب تفاسیر از هر گفته و نوشته ای قوانین حقوقی کشور باشد آنگاه است که می توان با خیالی آرام و بی تشویش مهار امور را به مجرای عقلانیت سپرد."
در پایان این بیانیه آمده است:"خانه سینما بر مدار آن چه تاکنون عمل نموده است نیاز امروز جامعه سینمایی کشور را در عقلانیت و آرامش می داند. لذا با رد هر نوع رفتار مبتنی بر احساسات بالاخص از ناحیه مدیران فرهنگی، ضرورت امروز سینمای ایران را کار مضاعف مدیران برای نجات سینمای گرفتار بحران می داند."

سینمای ما

و در آخر واکنش دیروز وزیر ارشاد

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: قضیه اصلی، در این حاشیه‌سازی‌ها، موضوع فرهادی و فیلمش نیست ما با صحنه‌گردانان این مسئله کار داریم و معتقدیم که گروه‌های فرهنگی و هنری باید دست از سیاسی‌کاری بردارند.

به گزارش خبرآنلاین،سیدمحمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه نشست خبری چهارمین نمایشگاه بین‌المللی رسانه‌‌های دیجیتال، در خصوص لغو پروانه ساخت فیلم اصغر فرهادی و حواشی ایجاد شده درباره جشن خانه سینما گفت: ما هیچ‌گونه مقابله‌ای با اهالی فرهنگ و سینما نداریم و حتی نشست‌های متعددی در این زمینه برگزار کرده‌ایم تا تعامل و ارتباط مناسبی پیدا کنیم.

وی افزود: اما اگر گروهی بخواهند به عنوان یک جشن برنامه‌ای برپا کنند که جامعه اسلامی را به استهزا بکشند، این را محکوم می‌کنیم.

حسینی در عین حال تصریح کرد: البته در این ماجرا، خود آقای فرهادی نیز متوجه اشتباه خود شده است. اینکه کسی آرزو کند که فردی ضد انقلاب مثل محسن مخملباف و خانواده‌اش برگردد به ایران و انتظار هم داشته باشد که ما برایش فرش قرمز پهن کنیم نشان می‌دهد که مسئله دیگر صنفی و سینمایی نیست.

وی توضیح داد: ما با هیچ شخصی از جمله آقای فرهادی و یا دیگرانی که تحت تاثیر هیجانات حرفهایی زده‌اند بحثی نداریم حرف ما با حلقه گردانان این محافل است و موضوع ما آقای فرهادی نیست، با صحنه‌گردانان این مسئله کار داریم و معتقدیم که گروه‌های فرهنگی و هنری باید دست از سیاسی‌کاری بردارند و کارهای صنفی خودشان را انجام دهند.

بنابر گزارش خبرآنلاین، نشست خبری چهارمین نمایشگاه بین‌المللی رسانه‌‌های دیجیتال صبح 5شنبه 8مهرماه با حضور سیدمحمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و عیسی زارع‌پور، رییس چهارمین نمایشگاه بین‌المللی رسانه‌های دیجیتال در ساختمان دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه به صورت میانگین مجموعه آثار ارایه شده به بخش‌های مختلف حدود 60 درصد و تعداد غرفه‌ها حدود 30 درصد رشد داشته است، اظهار داشت: بیشترین رشد مربوط به پایگاه‌های اینترنتی است که در سال 88 حدود شش هزار سایت و پایگاه داشتیم که امسال این تعداد به 15 هزار پایگاه رسیده است.

وی تصریح کرد: امسال یکی از بخش‌های مورد توجه ما در این نمایشگاه چهارم حمایت از پدیدآورندگان آثار دیجیتال شناسنامه‌دار کردن این آثار و نظام‌مند ساختن ساختار دیجیتالی کشور است. نمایشگاه چهارم در وسعت 70 هزار متر و با بیش از 850 غرفه و ارایه بیش از 20 هزار اثر برگزار می‌شود.

وی افزود: تاکنون توانسته‌ایم 20 مرکز فرهنگی دیجیتالی راه‌اندازی کنیم که تعداد آن تا بهار آینده به 500 مرکز دیجیتالی- فرهنگی خواهد رسید.

وی یادآور شد: همچنین حدود 600 نشست تخصصی و آموزشی نیز در نمایشگاه امسال با حضور متخصصان داخلی و خارجی برگزار می‌شوند که در این زمینه می‌توان گفت عمده‌ترین اهداف ما در برگزاری نمایشگاه چهارم جریان‌سازی و بسترسازی برای تولید و توسعه محتوای منطبق بر فرهنگ بومی، ملی، اسلامی در حوزه‌ رسانه‌های دیجیتال است.

وی همچنین گفت: نمایشگاه امسال از حمایت نمایشگاه‌هایی چون سوئیت آلمان که از بزرگترین نمایشگاه‌های ‌آی‌تی در دنیاست، برخوردار است.

وزیر ارشاد خاطرنشان کرد: یکی از تلاش‌های عمده ما در برپایی نمایشگاه امسال ایجاد ارتباط و پیوند بین تولیدکنندگان رسانه‌های دیجیتال در جهان اسلام است که امیدواریم یک ارتباط تشکیلاتی بین تولیدکنندگان آثار دیجیتالی جهان اسلام صورت گیرد.

وی از حضور 15 کشور در نمایشگاه چهارم خبر داد و گفت: جشنواره و نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال چهارم در شش بخش مختلف برگزار می‌شود که نرم‌افزارهای رسانه‌ای، بازی‌های رایانه‌ای، نرم‌افزارهای تلفن همراه، پایگاه‌های اینترنتی، هنرهای دیجیتال، پژوهش و فناوری و نوآوری در رسانه‌های دیجیتال از جمله بخش‌های این جشنواره است.

شایان ذکر است مراسم افتتاحیه چهارمین نمایشگاه بین‌المللی رسانه‌های دیجیتال 15 مهر برگزار می شود و این نمایشگاه به مدت 10 روز ادامه دارد. 

خبر آنلاین

واکنش ترانه علیدوسیتی را هم بدانیم

یادم نمی رود که یک بعد از ظهر داغ و خاکی و چرک، کنار ریل فراموش شده ی قطاری که جیغ هایش شبیه ترس هایمان بود نشسته بودیم، دل دل می زدیم که قصه ای داریم و فیلمی داریم و در این فیلم آدم هایی داریم که میانشان گیر افتاده ایم و نمی دانیم طرف کدام را بگیریم.

قصه ی ما درباره ی گناه بود، درباره ی قتل بود، درباره ی عشق بود، درباره ی مجازات بود و احساس... احساس. درباره ی همه ی آن چیزهایی که انگار عیب ترین عیب ها بود اما بخشیدنی می شد وقتی که فهمیدنی می شد و وقتی می شد فکر کرد و شاید، شاید، حق داد.

یادم نمی رود جمله اش را که "خوب نگاه کنی می بینی که چند بار در این فیلمنامه کلمه ی «حق» شنیده می شود. بارها شنیده می شود. از زبان خیلی ها، هر کسی به قد خودش، در حد خودش، به زبان ناقص یا کامل خودش... هر کس به شکلی این واژه را می گوید. پیش از این که آن ها مهم باشند، واژه ی «حق» است که باید شنیده شود. ده بار. صد بار. آن قدر که یاد همه بماند."

این یکی از نخستین چیزهایی بود که از اصغر فرهادی آموختم. که حق را باید آن قدر گفت که یاد همه بماند.

نگفتن حق سخت است. درد دارد. به دل آدم می ماند.

حرف حق... قضاوت این که حرفی حق هست یا نه شاید کار هر کسی نباشد.

اما این که انسان ها حق دارند حرف بزنند را، به قول خودش، یک بچه ی پنج ساله هم می فهمد.

این چند خط هنوز هم شاید تکاندن غبار از این صفحه به حساب نیاید. چرا که غبار این اطراف بوی گند همین نگفتن ها را می دهد. نگفتن هایی که از ریخت می اندازندت.

این چند خط شاید فقط صدای چهار تا استخوان است که زیر بار این همه حرفی که نتوانستیم بگوییم و نتوانستیم بشنویم خرد می شوند.

این چند خط معنی طرفداری و نرخِ وسطِ معرکه و لشکرکشی نمی دهد. این چند خط افاضاتی در باب تعیین حقوق فیلمساز و هنرمند نیست. این چند خط، حیرت است. وحشت است. ناباوری است نسبت به فاصله ی باور نکردنی میان حقِ «گفتن» و منطقِ «نگفتن» . خشم است به نفع هر آن چیزی که قرار است بشود اسم حق -اسم حرف- رویش گذاشت. همدردی است از طرف هر کسی که ناحق شنیدن را درک کرده، با کسی که به تازگی ناحق شنیده و من، لا اقل من، خبر دارم که روزی پامال کردن حق برایش درد بزرگی بود.


یادم نمی رود روزی را که فیلممان پایان نداشت، از ترس این که تمام شود و توی دل آدمهای خیالی اش حرف نگفته ای مانده باشد هنوز.

نه برای خودم و بقایای بی ارزش یک وبلاگ، و فقط همین یک بار و برای یک دلگرمی کوچک جمعی درب نظرخواهی را باز می گذارم. پیشنهادم هم فقط نوشتن یک اسم است، واقعی باشد یا مستعار فرقی نمی کند. این دعوتی برای هواداری از یک شخص یا یک فیلم نیست، که اصغر فرهادی و سیل بی شمار طرفداران او نیازی به بالا خواهیِ این وبلاگ ندارند.

این دعوت برای آشنایی با آن هایی است که می توانند به نظر دیگریِ روبرویشان گوش دهند و به آن فکر کنند، بی این که الزاماَ با او موافق باشند... هر کس که طرفدار «حرف» است اسمی بنویسد. فقط برای این که چشممان به نام هم بیفتد و دلگرم شویم و باور نکنیم این کابوس عجیب و ناعادلانه، این تلخیِ بی پایان را.

نمی دانم آقای فرهادی، نمی دانم چطور شده که ارزش کار و بارمان، دغدغه های مان، ادعاهایمان، آرزوهایمان، توی این تورمِ خودی و ناخودی ست که از سکه می افتد. نمی دانم.

اما جای خالیِ حرف حق درد می کند، آشنای قدیمی سالهای شهر زیبا. می فهمی که.

پی نوشت: این متن صاحب پانزده مرتبه تکرار واژه ی حق است.

وبلاگ ترانه علیدوستی

و اظهارات محمود گبر لو

«محمود گبرلو» منتقد سينما درگفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد بيانيه امروز «جواد شمقدري» معاون امور سينمايي وزارت ارشاد، اظهار داشت: بيانيه‌اي كه آقاي شمقدري منتشر كرد در اصل بايد پيش‌تر توسط خود فيلمساز (آقاي «اصغر فرهادي») و يا خانه سينما به عنوان متولي جامعه صنفي سينما منتشر مي‌شد، اما متوليان خانه سينما متأسفانه در شب چهارهمين جشن سينما سكوت كردند و «جواد شمقدري» به عنوان كسي كه دلسوز اين نظام است و همواره در راستاي ديدگاه‌هاي مقام معظم رهبري عمل مي‌كند، سعي كرد تا با انتشار يك بيانيه از جانب اهالي سينما، از همه عذر بخواهد و خطا و اشتباه «اصغر فرهادي» را جبران كند.
گبرلو تصريح كرد: البته به نظر من سخنان «اصغر فرهادي» در جشن خانه سينما را نمي‌توان به همه هنرمندان تعميم داد، چرا كه خيلي از سينماگران، دلسوزان نظام و سينماي ايران هستند و در كنار آن، عده معدودي هستند كه ناگاه و يا به تحريك برخي از افراد، سخناني به زبان مي‌آورند كه باعث رنجش مردم ايران مي‌شود.
اين منتقد در ادامه خاطرنشان كرد: بهتر بود كه مسئولان خانه سينما، طي هفته گذشته، لااقل بيانيه‌اي براي روشن كردن اين موضوع صادر مي‌كردند و يا خود «اصغر فرهادي» در مصاحبه‌هايش، شفاف‌تر نسبت به حرف‌هايش در شب جشن (به ويژه نسبت به مواضع فردي چون «محسن مخملباف») موضع مي‌گرفت.
«محمود گبرلو» در پايان اين گفت‌وگو خاطرنشان كرد: به‌نظر من اين هم منطقي نيست كه هنرمندان نسبت به مسائل سياسي و پيراموني خود بي‌اطلاع باشند چرا كه با توجه به موضع‌گيري «محسن مخملباف»، طبيعي است نه تنها «اصغر فرهادي»، بلكه همه اهالي سينما ملزم باشند نسبت به تهمت‌ها و دروغ‌هاي او پاسخ دندان شكن بدهند.
وي اظهار داشت: بيانيه‌ آقاي شمقدري دلسوزانه بود و دغدغه‌ او را نشان مي‌داد، اما اندكي دير صادر شد و شايد اگر اظهارات ديروز «اصغر فرهادي» كه حاوي عذرخواهي وي بود، به اطلاع اين مدير سينمايي مي‌رسيد، اين بيانيه اينگونه صادر نمي‌شد و لحن‌ نرم‌تري داشت اما به هر حال، بيانيه وي خطاي برخي فيلمسازان در شب جشن سينما را جبران كرد.

فارس

 

سلام دوستان .

اوش بگم چیزی که مهمه اینکه جوایز بیش از نیمی از بخش هایی رو که حدث زدم رو درست حدث زدم بقیشم داورا اشتباه کردن .

من که اشتباه نمی کنم .

شهاب حسینی بهترین شد ولی چون من هم پرسه در مه رو دیدم هم مثل همه ی شما درباره الی رو باز هم جایزه رو برای مهدی هاشمی می دونم نه حدالقل می دان فرخ نژاد بدبخت که این همه فیلم داشت . از این 103 فیلم تو 10 تاشون بازی کرده بود .

اما صابر . بالاخره کسی که بهمن فرامان آرا اون را جایگزین بابک حمیدیان کنه حرفی برای گفتن داره ( روزنامه ی شرق یکی دو ماه پیش ) اینجا شاید ، می گم البته شاید ، بعید می دونم  شاید من اشتباه کرده باشم . شایدا !

یه سوال داور های جشنواره هیچ کدوم فیلمبردار نبودن (داوران تخصصي مرحله اول، 18 نفر از روساي ساير اصناف عضو خانه سينما، پنج نفر داوران نماينده تهيه‌كنندگي و پنج نفر از داوران منتخب هيئت مديره شامل آيدين آغداشلو، ‌گلي امامي، دكتر مهدي حجت، فرشته طائرپور و كيوان كثيريان) ، اون وقت چه جوری تونستن با اون حجم بالای جلوه های بصری فیلمبرداری فیلم ملک سلیمان در حالی که در فیلم درباره الی بهترین اون را دیده بودن تشخیص بدهند . این جا هم اگر شما ملک سلیمان رو از 7 مهر ببینید که من قبلا 2 بار دیدم به این نتیجه می رسید ( همین جا یه پیش بینی ی دیگه می کنم که ملک سلیمان اولین فیلم میلیاری امسال می شه ).

بهترین صدا گذاری و صدابرداری رو هم پیش بینی نکردم چون بلد نبودم اما نمی شد که به بهرام بیضایی بزرگ جایزه نداد که می شه ؟ شما بگید می شه از 17 جایزه هیچی اون به فیلم بیضایی نرسه ؟


در کل من اشتباه نکردم حق با اون هایی بوده که من گفتم ، حالا می تونن صبح جمع شدن جلوی در خانه ی سینما و اعتصاب کنن خصوصا فرخ نژاد که ، کم نکشیده از مسولین دولتی و خودی های سینما .

و اما پیش بینی سینمای نقره ای برای جایزه گیرنده ها

سخترین کار ممکن در جشن امسال انتخاب کاندیده ها بوده از میان خیل بسیار عظیم فیلم های حاضر در جشن چهاردم ( درست تر اینه که بگیم جشن سیزدهم و چهاردهم و باز هم درست تر از این اینه که بگیم جشن سیزدهم )
اما پیش بینی اینکه از بین کاندیده های انتخاب شده چه کسی تندیس جشن خانه ی سینما را تصاحب می کند کار زیاد مشکلی نیست .
در زیر پیش بینی سینمای نقره ای درباره ی دریافت کننده های تندیس را می بینید ( رشته هایی را که نمی شناختم پیش بینی نکردم ) .
 

بهترین کارگردانی اصغر فرهادی درباره ی الی ...

بهترین فیلمنامه حامد محمدی طلا و مس

بهترین بازیگر نقش اول زن نگار جواهریان طلا و مس

بهترین بازیگر نقش مکمل زن مریلا زارعی درباره ی الی ...

بهترین بازیگر نقش اول مرد مهدی هاشمی هیچ

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد بابک حمیدیان بی پولی

بهترین طراحی صحنه

بهترین طرح لباس

بهترین فیلمبرداری حسین جعفریان درباره ی الی ...

بهترین موسیقی متن محمد رضا علیقلی عصر روز دهم

بهترین تدوین بهرام دهقانی طلا و مس

بهترین چهره پردازی سودابه خسروی شبانه روز

صدا بردار

صدا گذار

بهترین فیلم اصغر فرهادی درباره ی الی ...

باز هم نشانه هایی از قاطعیت معاونت سینمایی و تغییراتش

 

هفته گذشته نیز همانند هفته های قبل فیلم هیج ساخته ی عبدالرضا کاهانی حواشی خودش را داشت و پس از آن که از سوی معاونت سینمایی وزارت ارشاد حضور آن را در جشنواره ی های خارجی منع شد ، در لیست فیلم های بازار بین الملل کن حضور پیدا کرد و خبر ساز شد . کاری به اینکه چه اتفاقاتی پیرامون هیچ و کن افتاده ندارم و یادآوری می کنم که در نقدی که برای فیلم هیچ نوشته بودم از سیاه نمایی های انتهایی فیلم گله کرده بودم یکی از نقاط اصلی ضعف فیلم را هم همین سیاه نمایی ها دانستم . 

اما دیروز خبری منتشر شد مبنی به اینکه فیلم تسویه حساب ساخته ی تهمیه میلانی قرار است در جشنواره ی شانگهاي حضور پیدا کند . اینحا یک سوال مطرح می شود که آیا واقعا فیلمی که وزیر محترم ارشاد در یکی از مصاحبه های تلویزیونی خود در شبکه ی دو از آن گله کرده بودند باید خارج از کشور اکران شود ؟ فیلمی که اکثر منتقدین آن را فیلمی فمینیستی و از نگاهی دیگر آنتی فمینیستی نامیدند ، فیلمی که تمامی مرد های ایران زمین از نژاد های مختلف و موقعیت های شغلی متفاوت را زیر سوال حوس باز یودن برده آیا برای وجه ی ایران زمین برای اکران یافتن در خارح از این مرز و بوم بد نیست ؟

هیچ به خاطر اینکه داستانی را مطرح می کند و حقیقت تلخ بخشی از جامعه ی تهران امروز را بیان می کند نباید در خارج از ایران اکران شود و آن را با توجه به تبلیغات سویی که دارد از جشنواره ی کن بیرون می کشیم و تسویه حساب با اینکه هم مسولین ارشد وزارت ارشاد با آن مخالف اند و همه داستان غیر واقعی تر حداقل نسبت به هیچ دارد باید آزادانه در خارج از کشور اکران شود و همه ی ایرانیان را زیر سوال ببرد .

آیا واقعا جریاناتی پشت این نام بردن های مستقیم در مصاحبه های رسمی و این اکران های خارج از کشور وجود ندارد ؟ نمی گویم غرض ورزیی پشت این اتفاق ها است اما نمی توانم به خودم به قبولانم که در دوران کاری مسولینی که از نظام هماهنگ سینمایی حرف ی زنند و برنامه و دفترچه جاپ می کنند فیلمی به این راحتی از اکران خارجی منع شود و فیلمی دیگر بدون هیچ مانعی در جشنواره های خارجی نمایش داده شود .

فیلم ها هم بازی داده می شوند

در خارج از ایران معمولا بعد از این که فیلمی  مورد استقبال قرار می گیرد در شرایطی که امکانش باشد بازی آن فیلم برنامه نویسی می شود و وارد بازار های بین اللملی می شود که در آنجا هم با استقبال روبه رو می شود و خوب می فروشد ( نمونه ی بارزش فیلم و بازی هری پاتر ) .

این اتفاق در ایران هم در حال رخ دادن است . رئیس بنیاد ملی بازی های رایانه ای اعلام کرده در هنگام برگزاری بیست و هشتمین جشنواره ی فیلم فجر فیلم هایی را که از لحاظ داستان و در کل موضوع حایض شرایط بوده اند که بتوان بازیهایشان راساخت  انتخاب کرده اند و قصد دارند به کمک نهاد های سینمایی و البته دولت بازی های این فیلم ها را بسازند .

با توجه به اینکه فیلم های ایرانی بازار بین المللی ندارند و خارج از ایران اکران نمی شوند – اگر هم اکران شوند محدود است – به نظر می رسد که هم اکنون زمان مناسبی نباشد برای ساخت این بازی ها که فقط قرار است در بازار خای داخلی پخش شوند .

البته می توان نگاهی دیگر هم به این قضیه داشت که با پخش بازی های این فیلم ها بتوانیم شرایط را برای اکران فیلم هایمان در خارج از کشور محیا کینم که احتمال رخ دادنش با توجه به کیفیت فعلی این بازی ها در مقایسه با بازی های مشابه خارجی و قوانین پیچیده ی اکران بسیار پایین است .

آل ، به رنگ ارغوان ، راز دشت تاران ، ملک سلیمان ، راه آبی ابریشم فیلم هایی

هستند که قرار است بازی هایشان در این طرح ساخته شوند .

نگاهی به کارنامه ی بازیگر فیلم آل

و اما سوپر استاری دیگر در راه است ؟


بعد از پایان مجموعه ی یوسف پیامبر (ع) پیش بینی می شد که بازیگرا نقش اول این سریال با توانایی هایی که از خود نشان داده بود و به کمک آموزش های مفصلی که طی تصویربرداری این سریال دیده بود و البته به خاطر فیزیک و ظاهر مناسبش به سینما راه پیدا کند .

در طول مدت پخش سریال حضرت یوسف (ع) او حق حضور در پروژه ای دیگر را نداشت ( به خاطر حفظ چهره ) اما بلافاصله پس از پایان پخش این مجموعه مصطفی زمانی از فروردین سال گذشته از اهالی سینما شد و به پروژه ی آل اولین فیلم سینمایی بهرام بهرامیان ( کارگردان سریال ساعت شنی ) پیوست .

پس از آل شاهد حضور مصطفی زمانی در دو پروژه ی متفاوت دیگر – بدرود بغداد و کیفر – بودیم . در کنار این سه فیلم مصطفی زمانی با ساخته شدن فیلم سینمایی سریال حضرت یوسف(ع) از روی سریالش از پرکارترین بازیگران جشنواره ی فیلم فجر گذشته بود .

انتخاب های او بعد از جشنواره ادامه یافت و او در دو فیلم دیگر حضور متفاوتی ( تا آنجا که شنیده ایم ) را تجربه می کند . با توجه به محبوبیتی که او پیدا کرده و فروشی که در این روزها ابتدایی فیلم وحشت آل داشته ( معمولا فیلم های ژانر وحشت فروش خوبی در ایران ندارند ) نشانه هایی است از اینکه این بازیگر می تواند گزینه ای باشد مناسب و تاثیر گذار در تضمین فروش فیلم ها .

از اینجا به بعد به مصطفی زمانی بر می گردد که آیا مسیر حرفه ای خود را همین گونه که پیش می رود پیش میبرد و نقش های خاص را انتخاب می کند یا اینکه از چهره و محبوبیت خود استفاده می کند و به نوعی آن را به تهیه کنندگان سوپر استار دوست می فروشد و به یکی از چهره های پول ساز سینمای بدنه تبدیل می شود .

 

استفاده از لغات غیر متعارف خارجی ممنوع

بعد از ظهر سگی سگی دیروز سینما

 


جناب آقای سجادپور ، یا سلام و با عنایت به مصوبه هیئت دولت مبنی بر استفاده از واژگان فارسی و ممنوعیت استفاده از واژگان خارجی در اعلان ها و آگهی ها و ... از این تاریخ هیچ فیلم ایرانی نباید از واژگان خارجی برای فیلم استفاده شود . در این دستوالعمل همه ی فیلم هایی که در مرحله ی تولید هستند شامل می شود .

این متن نامه ای است که جواد شمقدری معاونت سینمایی به علیرضا سجادپور رئیس شورای نظارت و ارزش یابی ارسال کرده است .

در بررسی ای که در لیست فیلم هایی که دیروز توسط بنیاد سینمایی فارابی داشتیم بیش از 2 – 3 فیلم نیستند ( از میان چهل فیلم که نامشان منتشر شده لست ) که از نام های خارجی در اسم هایشان استفاده کرده باشند . سیاست ، سیاست خوبی است که باید فارسی را که نیمی از آن عربی است و کلمات رایج انگلیسی هم در آن کم نیست باید پاس داشته شود اما نکته ی اساسی تر این جاست که آیا بهتر نبود به جای اینکه استفاده از لغات خارجی منع شود برخی نام هایی از بیلبور ها و اسم فیلم ها حذف می شد که نه از لحاظ فرهنگی به فرهنگ غنی ایرانی نزذیک هستند و نه از لحاظ زیبایی شناسی نام های قابل دفاعی هستند . بعد از ظهر سگی سگی ، ازدواج در وقت اضافه ، پیتزا مخلوط ، بستنی یخی ، زیگزاگ و ...

 

کمدی روشنفکری

به اسم کمدی ...

به نان کمدی
 

چند سالی است که طنازان موفق سیما راهی سینما شده اند و با گذشت زمان به یکی از اصلی ترین پولسازان سینما ی ایران تبدیل شده اند .

همچنین در این چند سال و با جا افتادن طنز های این طناز ها منتقدین و صاحب نظران اعتقاد پیدا کرده اند که این اتفاق باعث شده سینما به مکانی تبدیل شود که در آن شاهد فیلم های ضعیفی باشیم که جایگاه آن را ندارند که در این مدیوم به نمایش در بیایند و در نتیجه سطح توقع مردم از سینما پایین آمده و به همین طنز های دم دستی اکتفا می کنند .

می توان این سخنان را درست دانست ، زمانی که کسانی باشند که بتوانند فیلم های کمدی با سبک و سیاق بهتر و تازه تری بسازند .

فیلم هایی که از اول امسال به نمایش در آمده اند ( در نبود این طنزهای تلویزیونی در سینما ) نشان داده است اکران فیلم های کمدی که سطح سلیقه ی مردم را پایین می آورند بهتر از آن است که روشنفکرانی چون کاهانی و موتمن بخواهند فیلم کمدی ساز شوند .

همان طور که آگاهی دارید اکثر کمدی هایی که در سینمای ایران ساخته می شوند کمدی کلامی هستند تا کمدی موقعیت ( برخلاف همه جای دنیا ) در نتیجه دیالوگ اساسی ترین عنصر در این گونه آثار است .

کارگردان هایی که از آنها نام برده شد به دلیل روشنفکر بودنشان یا روشنفکر نامیدنشان به کار بردن برخی لغات را در فیلم هایشان اشکال نمی دانند و سعی می کنند با استفاده از اطلاحاتی ، همان کمدی کلامی را پیش بیاورند .

در سینمای ایران محدودیت سنی برای دیدن فیلم وجود ندارد ( البته مدتی است که این اتفاق برای 3 - 4 فیلم که اکثرا وحشت بوده اند اتفاق افتاده ) در کنار این خانواده ها ترجیح می دهند فیلم های خندآور را برای آخر هفته و لحظات با هم بودن انتخاب کنند و به سینما بروند . در نتیجه این ، با به کار بردن هر کلامی در فیلم ها که خانواه ها با بچه هایشان در سینما می بینند منافات دارد .

دیدن فیلم هایی که از لحاظ کیفی پایین باشند و چیزی برای گفتن جز خنداندن نداشته باشد بهتر از آن است که فیلمی را ببینیم که بعد از پایان آن مجبور بشویم توضیحاتی را در جواب سوالات پی در پی کودکانمان بدهیم ( نمی توان این را هم در نظر نگرفت که نبود فیلم کودک تاثیر به سزایی در این کار نداشته )

در زمانی که هیچ کس در این سینما بلد نیست فیلم کمدی بسازد بهترین کار دیدن خانوادگی فیلم های طنز طنازان تلویزیونی است و دلیل فروش میلیاردی این چنین آثار را می توان همین امر دانست .

کسی که از سینمای ایران خبر ندارد  ( اختصاصی )

دل نوشته ای بر فیلم کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد

توی ایام تعطیل نوروز فرصتی دست داد توانستم دو فیلم آخر بهمن قبادی را ببینم . شخصا دوست نداشتم بعد از جریان ها و اتفاقاتی که در خارج از کشور پیرامون شخصیت حقیقی قبادی اتفاق افتاده بود فیلم هایش را ببینم اما چه کنم که صدا و سیما انسان را تاجایی خار می کند که تن به این ذلت بدهی . به اصرار یکی از دوستانم که حقیقتا حرف درستی می زد دیدن این دو فیلم را به دیدن فیلم های سانسوری و پوچ تلویزیون ( الالخصوص فیلم های ایرانی ) ترجیح دادم .

جالبه که بهمن قبادی علاقه ی زیادی به موسیقی دارد ، خصوصا صدای خوانندگان زن که در فیلم اول ( نیمه ی ماه ) بخشی از سوژه ی اصلی و در فیلم دوم ( کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد ) یکی از مشکلات اصلی ست . پرداختن به این موضوع که خوانندگان زن در ایران حق فعالیت ندارند و آنها را در گوشه و کناری حبس می کنند . حال تصمیم با خودشان است یا دوام می آورند و در مملکتشان می مانند یا از همه چیز می گذرند و به خارج از کشور فرار می کنند . ( جالبه بدانید در این سال ها کنسرت هایی ویژه ی بانوان در ایران برگزار می شود . )

کسی که دایه ی بهتر از مادر برای سینما و سینما گران ایرانی شده دغدغه های خوبی دارد ، اما بهتر است بداند و قبول کند که سینما ی ایران و فیلم ساختن درون آن شرایط خودش را داراست . باید قبول کند در مملکت اسلامی ، درون یک فیلم نمی توان پسری را نشان داد که سر در آغوش دختری نامحرم دارد . ( به صحنه های ابتدایی فیلم گربه های ایرانی اشاره می کنم . ) باید قبول کند در سرزمینی که  دین و قانون رسمی آن اسلام است. نمی توان صدای خواندن یک زن را توی سینماهایش پخش کرد .

انتقاد کردن کار خوبیست و تا حدی که به سیاه نمایی تبدیل نشود قابل تحمل است . این که بخواهی کسانی را که به اصطلاح کارتون خواب هستند را نشان بدهی بد نیست . مخاطب ایرانی آنقدر آگاه است که دلیل سرنوشت آنها را متوجه شود ، ولی اینکه بخواهی لابه لای تمامی سکانس هایی که قرار است شهر تهران نشان داده شود به این موضوع اتکا کنی غیر قابل قبول است . تا حالا نه ، شنیدم و نه دیدم که جلوی ماشینی رو در خیابان بگیرند و سگ داخل آن را توقیف کنند و بعد از توقیف جلوی ماشین های در حال حرکت اتوبان بیندازند . قبادی این همه سگ هایی را که در پارک ها و خیابان های بالای شهر در حال چرخیدن هستند را تا کنون ندیده است ؟ تا حالا پیش نیامده که به مهمانی های شبانه برود و ببیند که امکان ندارد نیروی انتظامی با لباس شخصی ( با تعریفی که از آن در طول ماه های گذشته زیاد شنیدیم ) به داخل این مهمانی ها بریزد و افرادی که آنجا هستند را بزند و تعقیب کند و برای آنها راهی جز پرت کردن خودشان از بالای ساختمان را نزارد .

همان طور که گفتم دغدغه های قبادی قابل تحسین است . اینکه در ایران گروه های موسیقی زیرزمینی فراوانی در حال فعالیت هستند درسته ، اینکه باید به این گروه ها رسیدگی شود درسته ، اما این هم درسته که هر کی در ایران از مادر بزرگوارش قهر می کند ، به لطف دستگاه های مدرن امروزی می رود خواننده ی زیر زمینی می شود . ( در حاشیه بگم اگر نگاهی به آلبوم های مجوز گرفته ی این سال ها توجه داشته باشیم چیزی که خیلی بارز و مشخص است فاصله گرفتن ما از موسیقی ای است که قدیم تر از آن به عنوان موسیقی ایرانی نام برده می شود ، این امر می تواند نقطه ای باشد که این افراد به آینده امید وار باشند و به این که موسیقی آنها جایگاهی را در موسیقی ایران دست و پا کند . ) اما نه به اندازه ی پاپ و رپ که امروزه گسترش زیادی پیدا کرده اند .

خوانندگان فیلم از همان دسته قهر کرده اند ، آنها هم همانند کارگردان که شرایط فیلم سازی داخل کشور را رعایت نمی کند شرایط برگزاری کنسرت و گرفتن مجوز را رعایت نکردند .

به هدفی که پشت ساخت فیلم بوده کاری ندارم اما از همان ابتدا مشخص است که فیلم برای اکران داخلی ساخته نشده و نیتی هم پشت آن نبوده که تلاشی برای به نمایش گذاشتن آن شود .

و در آخر اینکه دلیل قبادی مبنی بر اینکه به خاطر به نمایش در آمدن فیلم هایش از ایران رفته را کاملا رد می کنم و برداشت دلیل رفتنش را به خودتان واگذار می کنم .

بحران تناقض در سیما؛مدیران بسته ، برنامه های باز

آیا این برنامه بدور از چشمان ضرغامی تولید می شود؟

چندی پیش عزت الله ضرغامی حکم تمدید ریاستش را دریافت کرد تا به گفته خودش تحولات اساسی در رسانه ملی ایجاد کند .

به گزارش جهان ، تغییراتی که رئیس سازمان صداوسیما در هفته های گذشته در مجموعه تحت مدیریتش ایجاد کرد نشان داد که وی از بخشی از مدیران و در واقع برنامه های تولید شده در سازمان راضی نیست . 

با این حال برخی از مدیران قدیمی سازمان برای نشان دادن تغییرات مورد نظر ضرغامی دست به کار شدند . گام اول را  فرجی مدیر شبکه اول سیما برداشت که طی دستوری از درج نام کوچک مجریان زن در سیما جلوگیری کرد و  متعاقبا پیشنهاد کرد : در مباحث کارشناسی مجریان خانم با مهمان‌های خانم گفتگو کنند و بالعکس. وقتی دو خانم در کنار هم باشند، مسلماً فضای بهتری ایجاد می‌شود. 

چندی پس از این اظهار نظر و اظهارات مشابه  , خبر تولید برنامه ای در رسانه منتشر شد که باعث تعجب صاحبنظران را در پی داشت و این شائبه را ایجاد کرد که احتمالا فقط مدیر شبکه یک در مورد محتوای تولید برنامه های رسانه ملی توجیه شده است و سایر مدیران شبکه ها نیاز مبرم به توجیه مجدد دارند .

ساخت یک برنامه عجیب در شبکه پنج و بدعت مدیران و تولیدکنندگان این برنامه همه نگاهها را متوجه خود کرده است .اين در حالي است كه عنوان مي‌شود اين برنامه 20 قسمتي از جذابيت خاصي برخوردار بوده و پيش‌بيني مي‌شود مخاطبان بسياري را پاي گيرنده‌هاي تلويزيون بنشاند. 

در این برنامه دو چهره مشهور یک مرد و یک زن روبروی هم قرار می گیرند و از قرار معلوم، طرفين اين مناظره، مجادله، گفت‌وگو، مصاحبه و يا هر اسم ديگري كه بخواهيد روي آن بگذاريد(!) آزاد و مختار هستند تا هر آنچه مي‌خواهند از يكديگر بپرسند و عامل اصلي جذابيت اين برنامه تلوزيوني همين موضوع است .تمامی چهرها به صرف مشهور بودن برای دعوت مد نظر تولیدکنندگان برنامه قرار گرفته اند .

نکته مهم در این میان تناقض و دوگانگی حاکم بر مدیریت و نظارت بر تولید برنامه ها است در حالی که بدسلیقگی تا آنجا پیش می رود که از درج نام کوچک مجریان زن جلوگیری می شود و جنسیت به هنگام اجرا اولویت قرار می گیرد این گشاده نظری در تولید برنامه های خاص چه توجیهی دارد .

گفته می شود در يكي از این برنامه ها  قرار است «دايي» چهره مشهورش حضور پیدا کند . گفته می شود  توافقات لازم براي نشاندن «نيكي كريمي»، ديگر فرد سرشناس سينماي ايران روبروی دایی نيز صورت پذيرفته است.

راستي داشت يادمان مي‌رفت، از ما نشنيده بگيريد، اما شنيده مي‌شود پشت اين برنامه جذاب تلويزيوني پاي «مسعود كيميايي» اسطوره كارگرداني سينماي ايران در ميان است كه تمايلي به آوردن نامش به عنوان دست‌اندركار تلويزيوني در اين برنامه ندارد و... 
یادآور می شود تلاش جهان برای گفتگو با دست اندرکاران این برنامه به منظور تایید خبر منتشر شده تاکنون به نتیجه نرسیده است . 

14 فیلم جشنواره پارسال هنوز اکران نشده‌اند

ظرفیت سینمای ایران تکمیل است

هرچند مسئولان سینمایی سخن از تولید 200 فیلم در سال می​زنند، 14 اثر از آثار جشنواره فیلم فجر پارسال هنوز به نمایش عمومی درنیامده است.

به گزارش خبرآنلاین،​ 14 فیلم سینمایی از میان 24 فیلم راه یافته به بخش مسابقه بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر با گذشت 11 ماه از پایان کار این دوره از جشنواره هنوز اکران نشده​اند.

این در حالی است که سینمای ایران در سال 1388 درخشان ترین دوره اکران فیلم های سینمایی را پشت سرگذاشته است و شورای صنفی نمایش با برنامه​ریزی​های دقیق و حرفه​ای زمینه​ای را به وجود آورده که بیشترین تعداد فیلم در 30 سال اخیر طی یک سال به نمایش درآید.

«به کبودی یاس»​ ساخته جواد اردکانی که اتفاقاً​ در جشنواره سال 1387 مورد توجه هم قرار گرفت و جایزه ویژه​ای در بخش آثار مربوط به دفاع مقدس دریافت کرد،​ تاکنون به نمایش عمومی درنیامده، هرچند شنیده می​شود این فیلم در برنامه آینده اکران سینماها قرار گرفته است. بنیاد سینمایی فارابی بخشی از مسئولیت تهیه این فیلم را برعهده داشته است.

«پای پیاده» به کارگردانی فریدون حسن‌پور و تهیه‌کنندگی علی لدنی یکی از 24 فیلم بخش مسابقه جشنواره سال گذشته بود که تاکنون برای اکران آن اقدامی صورت نگرفته و فرصت نمایش برای آن به​وجود نیامده ​است.

«حیران» به کارگردانی شالیزه عارف‌پور به تهیه کنندگی رخشان بنی‌اعتماد و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی  فعلاً​ در نوبت اکران قرار دارد و انتظار می​رود در ماه​های آتی و پیش از آغاز سال 1389 به نمایش عمومی درآید.

«دوزخ، برزخ، بهشت» به کارگردانی بیژن میرباقری و تهیه‌کنندگی سعید شاهسواری یکی از فیلم​های متفاوت جشنواره سال گذشته بود که البته در جلب نظر منتقدان نتوانست به میزان «ما همه خوبیم» اولین فیلم سیمایی میرباقری موفق عمل کند. این فیلم هم فعلاً​ اکران عمومی نشده است.

«شبانه​روز» به کارگردانی کیوان علی محمدی و امید بنکدار و به تهیه‌کنندگی سید جمال ساداتیان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به عنوان یکی از آثار شاخص جشنواره سال گذشته مطرح شد و در بین منقدان طرفداران بسیاری یافت، به گونه​ای که تصور می​شد در فاصله​ای کوتاه از جشنواره اکران شود، اما این فیلم که شنیده می​شود​ هنوز پروانه نمایش عمومی دریافت نکرده است، فعلاً امکان اکران عمومی به دست نیاورده است.

«عیار 14» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی پرویز شهبازی هرچند که تاکنون به نمایش عمومی درنیامده، اما در نوبت اکران قرار دارد و انتظار می​رود در هفته آتی روی پرده برود.

«کودک و فرشته» به کارگردانی مسعود نقاش‌زاده و به تهیه‌کنندگی حسن کلامی و سیما فیلم در جشنواره سال گذشته کاملاً​ مورد توجه بود و علاوه بر نامزدی در رشته​های مختلف جوایز متعددی هم به دست آورد،​ هنوز اکران نشده است و تصور نمی​شود در برنامه اکران امسال نیز قرار داشته باشد.

«صندلی خالی» به کارگردانی سامان استرکی» به تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع نوری -ایرج تقی‌پور و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به عنوان فیلم محبوب اغلب منتقدان در جشنواره سال 1387 مطرح شد اما تاکنون امکانی برای نمایش این فیلم سینمایی متفاوت به وجود نیامد.

«می‌زاک» به کارگردانی حسینعلی لیالستانی به تهیه‌کنندگی جهانگیر کوثری و بنیاد سینمایی فارابی در جشنواره سال گذشته بسیار خبرساز شد، زیرا آنچه در جریان اکران این فیلم دیده شد،​ نشان داد فیلم لیالستانی به هیچ عنوان نتوانسته محبوبیتی به دست آورد. این فیلم هم که با حمایت بانک پاسارگاد ساخته شده، برای اکران ارائه نشده است.

 «زادبوم» به کارگردانی ابوالحسن داودی به تهیه‌کنندگی ابوالحسن داودی با مشارکت حوزه هنری و بنیاد سینمایی فارابی، که جایزه بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر را هم گرفت، همچنان به دلیل مواجهه با مشکلات مربوط به دریافت پروانه نمایش اکران عمومی نشده است.

«زمانی برای دوست داشتن» به کارگردانی ابراهیم فروزش و تهیه‌کنندگی علیرضا سبط احمدی هنوز برای دریافت امکان نمایش عرضه نشده است و بعید به نظر می​رسد تا پایان امسال اکران شود.

«هر شب تنهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی و تهیه‌کنندگی سیدکمال طباطبایی که البته به دلیل حضور صدرعاملی در میان داوران مورد داوری قرار نگرفت،​ سال گذشته امکانی برای اکران به دست آورد اما روی پرده نرفت و همچنان هم فرصتی دیگر برای نمایش عمومی آن به وجود نیامده است.

«هفت و پنج دقیقه» به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور به تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان هنوز اکران نشده است و تصور نمی​شود برای اکران آن نیز اقدامی از سوی تهیه کننده صورت گرفته باشد.  

«موش» به کارگردانی شاهد احمدلو به تهیه‌کنندگی سعید سعدی و شبکه جهانی الکوثر بدون راه یافتن به اکران وارد شبکه نمایش خانگی شد.

آنچه در مورد 14 فیلمی که از جشنواره فجر سال گذشته تاکنون امکان اکران به دست نیاورده​اند نشان می​دهد با وجود همت جدی مسئولان شورای صنفی نمایش برای برنامه ریزی دقیق برای اکران فیلم​های سینمایی، پایین بودن تعداد سالن​های سینمای موجود در تهران امکانی بیش از حدی که امسال به آن دست یافته شده فراهم نمی​کند.

این نشان می​دهد سینمای ایران در این وضعیت به هیچ عنوان قابلیت اکران 200 یا 300 فیلمی را ندارد که صحبت از تولید سالانه آن ها مطرح می​شود.

کسی که خیلی از آن چیزی که فکر می کند کوچک تر است .

 سلام به شما دوستان عزیز .

وقتی که این وب سایت را راه اندازی کردم اصل را بر پایه ی صداقت میان خودم و خودتان گذاشتم و سعی نکردم چیزی جز نظر شخصی ام را در مطالب در مورد چیزی بنویسم . اینها را گفتم چون می خواستم در مورد کسی برای شما بنویسم که در چند وقت گذشته خیلی من ـ و حتی شاید شما ـ را اذیت کرده .

بهمن قبادی

کسی که خیلی از آنچه چیزی که فکر می کند کوچک تر است .

ادامه نوشته

دستمزد بازیگران سینما

چند وقتی می شد که دیگر کمتر حرف از دستمزد های بازیگران به میان می آمد و آن را هم می توان به کم کار شدن ستاره ها مربوط دانست .

پس از اینکه با مساعدت معاونت تازه ی سینمایی محمد رضا گلزار دوباره اجازه ی فعالیت خود را گرفت حاشیه ها به دنبال او پیرامون دستمزد بازیگر ها وارد سینما شد .

گلزار برای بازی در فیلم دو خواهر که هم اکنون بر روی پرده ها است هفتصد میلیون ریال دستمزد دریافت کرده بود . این بازیگر در جدید ترین فیلمی که قرار است بازی بکند برای سه روز فیلمبرداری  روزی سیصد میلیون ریال یا به عبارتی نه صد میلیون ریال درخواست داده بود که این امر هم با موافقت تهیه کننده همراه شده .

بعد از این اتفاق واکنش های متفاوتی را شاهد بودیم . مدیر کل نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد ، منتقدانی با طرز تفکر های متفاوت ، معاونت سینمایی و حتی صدا و سیمایی ها از جمله کسانی بودند که واکنش نشان داده اند . آخرین واکنش ها را هم  روزنامه ها ی خارجی داشته اند . روزنامه های انگلیسی کانادایی و ... .

پس از گلزار که سوپر استار مرد سینمای ایران است سوپر استار زن سینمای ایران که چند وقتی هم از سینما دور بوده برای بازی در فیلم علیرضا امینی رکورد زده و یک میلیار ریال دستمزد درخواست کرد . هدیه تهرانی که طراح صحنه و لباس فیلم هم است برای این کار پانصد میلیون ریال دریافت می کند تا در جمع برای یک فیلم یک میلیارد و پانصد هزار ریال پول دریافت کند .

طرح نگاهی دیگر از نگاه من

چندی پیش از سوی شورای صنفی نمایش طرحی مطرح شد به نام اکران فرهنگی ( نگاهی دیگر )

یادآوری :

چند سالی است که مسئولین سینمای ایران به هر بهانه یا هر چیز دیگر تصمیم به راه اندازی یک نوع اکران می کنند به نام اکران فرهنگی . آخرین باری که از راه اندازی چنین اکرانی می گذرد سال گذشته بود که فیلم های نسبتا خوب سینمای ایران که عمدتا هم از فیلم های مورد علاقه منتقدین در جشنواره بودند به نمایش در آمدند . آتش سبز ، خواب زمستانی و ...

با تغییر در راس مدیریتی سینما و بالا گرفتن اعتراضات برای اکران نوعی خاص از فیلم های سینمایی باز هم حرف و بحث اکران فرهنگی به میان آمد .

این بار هم مثل اغلب اوقات قوانین خوبی ( حداقل راضی کننده برای صاحبان فیلم ها ) وضع شد . حداقل هفتاد سانس نمایش در مدت یک ماه که تقریبا سه بار نمایش در روز در دو گروه سینمایی می باشد ( 1 . فرهنگ 2 . اریکه ایرانیان . پردیس سینمایی ملت . 2 . آزادی . فلسطین . پردیس سینمایی زندگی ) .

همچنین صاحبان فیلم ها می توانند با هماهنگی با صاحبان سینماهای دیگر ( اغلب آزاد ) سالن های نمایش فیلم خود را تا ده سالن افزایش دهد و بعد از آن و پس از پایان زمان اکران کف فروش برای آنها در نظر گرفته می شود تا اگر با استقبال بیننده و مخاطب همراه بودند بتوانند به اکران خود ادامه دهند .

چهار فیلم حیران ، استشهادی برای خدا ، خانه ی روشن و صداها فیلم هایی بودند که طی درخواست تهیه کنندهایشان در فهرست اولین اکران فرهنگی قرار گرفتند .

اولین حاشیه ی این اکران انصراف دو فیلم اول است که در همان ابتدای کار جا زدند و از اکران شدن در این طرح منصرف شدند .

همان طور که گفتم صاحبان فیلم ها می توانستند با رایزنی و هماهنگی های لازم سالن های نمایش فیلمشان را به ده برسانند ؛ حاشیه ی دوم درست همین جا رخ می دهد که جنجال اصلی را هم به پا می کند ، زمانی که سینماداران به تعهدات خود عمل نکردند و فیلم صداها را آن طور که مورد نظر تهیه کننده هایش بود اکران نکردند .  

اما مشکل کار کجاست که در اول راه به آن برخوردیم ؟

عده ای از معترضین به این طرح ناهماهنگی میان شورای صنفی نمایش و سینماداران را عامل اصلی نا موفق بودن این اکران و عده ای هم کار شکنی سینماداران را مشکل کار می دانند .

زمانی که قرار شد این اکران کار خود را آغاز کند اعضای خانه ی سینما در سفر آمریکا به سر می بردند و برخی از اعضای شورا هم در فرانسه . یعنی یک سوی ماجرا که مسئولین و بنیان گذار این طرح بوده اند و طرف حساب سینماداران و مرجع رسیدگی به تخلفات در جایگاه مدیریتی خود حاضر نبودند ( این امر عدم برنامه ریزی دقیق این طرح را نشان می دهد ) .

هر دو عامل بالا می توانند سهم عمده ای در نا موفق بودن این اکران حداقل در ابتدای آن داشته باشند (از نگاه صاحبان فیلم ها ) اما این باعث نمی شود که اصل این کار خوب زیر سوال برود .

قرار بر این بود که فیلم هایی که در طرح نگاهی دیگر اکران می شوند حداقل هفتاد سانس نمایش داشته باشند ، فکر نمی کنم که تا پایان این دوره ی اکران از این قانون کار شکنی شود . تهیه کنندگانی هم که قبول به اکران فیلمشان در این طرح کرده اند از ابتدا با تمامی قوانین آگاه بوده اند و با درخواست خودشان در این زمان و در این طرح اکران شده اند . پس نمی توان شورای صنفی نمایش را در این غوغا زیاد هم مقصر دانست . ( حداقل مقصر اصلی )

درباره ی فیلم صدا ها :

صداها آخرین ساخته ی موتمن در شرایطی اکران شد که پیش از این در دو مقطع مختلف تا نزدیکی اکران پیش رفت و در آخرین لحظات به دلایلی نامعلوم برای نویسنده از اکران جا ماند . این فیلم در شرایطی اکران شد که منیژه حکمت و واجد سمیعی با سینما داران مختلفی هماهنگی های لازم را انجام داده بودند تا فیلمشان در بیش از سه سالن نمایش اکران شود . اما همزمانی اکران این فیلم با فیلم کمدی و پر بازیگر آقای هفت رنگ باعث بروز مشکلاتی در اکران فیلم شد تا جایی که تهیه کنندگان بار دیگر از اکران فیلمشان جلوگیری کردند . ( سینما های توافق کننده به جای فیلم صداها فیلم آقای هفت رنگ را اکران کردند . ) بعد از اینکه فیلم حیران از اکران فرهنگی منصرف شد (به همراه استشهادی برای خدا ) تهیه کنندگاه  صداها با جایگزین کردن سینما های این فیلم به جای سینما های زیر قولشان زده فیلم را با یک روز تاخیر اکران کردند

اولین خبر ها از جشنواره ی 28 فجر (بخش دوم)

آیا بلایی که سر جشن خانه ی سینما آمد بر سر جشنواره ی فیلم فجر هم خواهد آمد ؟ 

به نظر می رسد جشنواره ی امسال بر خلاف جشنواره ی گذشته که پر از حاشیه بود خالی از این حاشیه ها باشد ، مگر چند فیلمی که سال گذشته هم بخشی از حواشی را بر خود اختصاص داده بودند .(فیلم هایی که سال گذشته به جشنواره نرسید بودند .)

وضعیت اجتماعی که بعد از انتخابات شاهد بودیم و تغیراتی که از قبل از انتخابات هم پیش بینی می شدند موجب شد که کارگردان ها و تهیه کننده ها تمایلی برای فیلم ساختن حداقل تا زمان معلوم شدن مسولین سینمایی و در راس آن ها وزیر فرهنگ نداشته باشند . این امر موجب شد تولیدات سینمایی ایران در شش ماه اول سال به کمترین میزان خود برسد ( شاید پنج یا شش فیلم در سال 88 کلید خورده باشد) که این امر جشنواره ی آتی را با مشکل رو به رو می کند .

در فهرست زیر سعی بر آن شده ، فیلم های در راه جشنواره را به شما معرفی کنم .

·

ادامه نوشته

اولین خبر ها از جشنواره ی 28 فجر (بخش اول)

آیا بلایی که سر جشن خانه ی سینما آمد بر سر جشنواره ی فیلم فجر هم خواهد آمد ؟ 

به نظر می رسد جشنواره ی امسال بر خلاف جشنواره ی گذشته که پر از حاشیه بود خالی از این حاشیه ها باشد ، مگر چند فیلمی که سال گذشته هم بخشی از حواشی را بر خود اختصاص داده بودند .(فیلم هایی که سال گذشته به جشنواره نرسید بودند .)

وضعیت اجتماعی که بعد از انتخابات شاهد بودیم و تغیراتی که از قبل از انتخابات هم پیش بینی می شدند موجب شد که کارگردان ها و تهیه کننده ها تمایلی برای فیلم ساختن حداقل تا زمان معلوم شدن مسولین سینمایی و در راس آن ها وزیر فرهنگ نداشته باشند . این امر موجب شد تولیدات سینمایی ایران در شش ماه اول سال به کمترین میزان خود برسد ( شاید پنج یا شش فیلم در سال 88 کلید خورده باشد) که این امر جشنواره ی آتی را با مشکل رو به رو می کند .

در فهرست زیر سعی بر آن شده ، فیلم های در راه جشنواره را به شما معرفی کنم .

ادامه نوشته

به دعوت آکادمی اسکار

محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمی‌کیا، رخشان بنی‌اعتماد و سیدرضا میرکریمی به آمریکا می روند .
گروهی 10 نفری از سینماگران ایرانی از جمله محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمی‌کیا، رخشان بنی‌اعتماد و سیدرضا میرکریمی به دعوت آکادمی اسکار از جمعه هفته آینده در برنامه بررسی سینمای ایران در آمریکا شرکت می‌کنند. برنامه "از نزدیک و شخصی: فیلمسازان ایرانی از زبان خودشان" با همکاری آکادمی اسکار و آرشیو فیلم و تلویزیون UCLA در سالن جیمز بریج آغاز می‌شود و در آن پس از نمایش هشت فیلم از سینمای امروز ایران، جلسه بحث و بررسی با حضور یک یا چند نفر از عوامل هر فیلم برگزار خواهد شد.

 

بهترين فيلم هاي عمرم

ماه نامه ی فیلم در شماره ی 400 به سنت سال های گذشته بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران و خارج از ایران را از دید منتقدین ، نویسندگان و مترجمان سینمای ایران معرفی کرده است . ( برای دیدن این لیست به خود مجله رجوع کنید )

چون اینجانب هنوز به جایی نرسیدم که از من خم نظرسنجی کنند ، طی تصمیمی عزمم را جزم کردم که با فشار آوردن به ذهنم و دوره ی فیلم هایی که دیده ام ( البته از زمانی که فهمیدم فیلم و فیلم دیدن یعنی چه. ) از فهرست 30 و اندی فیلمی که برای خودم در نظر داشتم 20تا از آنها را به شما هم معرفی می کنم .

در ضمن یادم رفت که بگم به دلیل وقت زیادی نداشتن و علاقه نداشتن به دیدن فیلم های زبان اصلی از نام بردن آنها خودداری می کنم هرچند که 2 یا 3 فیلم خوب خارجی در این چند سال دیده ام .

ادامه نوشته

اکران عيد فطر آغاز شد

بالاخره بعد از مدت ها انتظار عید فطر فرا رسید و فصل تازه ی اکران فیلم ها آغاز شد .

در این دوره شاهد اکران پنج فیلم متفاوت از هم هستیم .

بی پولی ساخته ی حمید نعمت اله ، تردید ساخته واروژ کریم مسیحی ، زندگی شیرین ساخته ی قدرت الله صلح میرزایی ، دو خواهر ساخته ی محمد بانکی و یک وجب از آسمان ساخته ی علی وزیریان .

همان طور که ملاحظه می کنید هر پنج فیلم این اکران نسبت به هم متفاوت هستند .

ادامه نوشته

بررسي سينماي ايران در نيمه ي اول سال

اگر سال را به دو قسمت تقسیم کنیم اکنون زمان بررسی اکران فیلم های نیمه ی اول سال است .

اکران نیمه ی دوم سال همزمان با عید فطر شده و این که دومین زمان مهم اکران فیلم ها بعد از عید نوروز با اکران نیمه ی دوم سال همزمان شده جای خرسندی است .

در نیمه ی اول سال 20 فیلم اکران شد .

اخراجی های 2 ، بیست ، وقتی همه خوابیم ، سوپر استار ، آخرین ملکه ی زمین ، حریم ، پاتو زمین نذار ، کلبه ، در میان ابر ها ، درباره ی الی ... ، هر چی تو بخوای ، امشب شب مهتابه ، خروس جنگی ، تهران انار ندارد ، پسر تهرونی ، دلخون ، پستچی سه بار در نمی زند ، خاک آشنا ، کیش و مات ، چشمک .

همانطور که ملاحظه کردید تنوع فیلم ها در این لیست 20 تایی از فیلم ها به چشم می خورد تنوعی که امیدواریم از این پر رنگ تر را در اکران نیمه ی دوم سال ببینیم .

ادامه نوشته

فرصتی دوباره برای دیدن فیلم های خاطره انگیز

اگه همش از خاطره ها حرف می زنیم

 به خاطر این که ما ، آدم های خاطره بازی هستیم

ادامه نوشته

سگ سکوت

دیشب فرصتی دست داد که به تماشای نمایش تئاتر سگ سکوت برم . از قبل می دانستم که این تئاتر یک تئاتر خصوصی است ( به نظرم میاد که اولین تئاتر باشد که با تهیه کننده ی خصوصی ساخته شده .)و به همین خاطر بود که انگیزه ی زیادی برای دیدن این نمایش داشتم هر چند که با کمی تاخیر انجام شد .

نمایش «سگ سکوت» با بازی پانته‌آ بهرام، باران کوثری، حامد بهداد-بابک حمیدیان، سارا ریحانی، داریوش فائزی، حمیدرضا فلاحی و جواد نمکی از 15 تیرماه به روی صحنه تئاتر ایرانشهر رفته .

نمایش «سگ سکوت» داستان برادری (حامد بهداد ، بابک حمیدیان ) است که بعد از 20 سال به خانه بر می‌گردد و در منزل خود خواهرش ( پانته‌آ بهرام ) را می‌بیند. همراه این برادر همسر وی ( سارا ریحانی ) حضور دارد که باردار است و حضور این سه نفر در این خانه اتفاقاتی را به دنبال دارد.

بعد از دیدن این تئاتر نسبتا سقیل چندین و چند سوال در مورد یک تئاتر خصوصی به ذهنم زد که این سوال ها را برای شما بازدید کننده های وبلاگم بیان می کنم تاشما هم با لطفی که دارید به آنها جواب بدهیید و به یک نتیجه ی خوب در این ضمینه برسیم .

ادامه نوشته